مدح و مرثیۀ حضرت امام رضا علیهالسلام
چرا شب غـم و مـاتم سحـر نمیگردد چرا زمین و زمان نوحهگر نمیگردد وداعِ قــبـر نـبـی بـود و پــارۀ تـن او غـم فـراق از این سخـتتـر نمیگردد بگو به اهل و عیالش رواست گریه کنند مسـافـر به سـفـر رفـتـه بـرنـمیگردد به غیر خون جگر در عزای آن مسموم نصیب خـواهر خونینجگر نمیگردد شبـیه جد خـودش از مدینه رفت ولی سفر به مرگ که دیگر سفر نمیگردد خبر رسید که شد زخم پلک چشم ترش کسی ز زخـم دلـش با خـبر نمیگردد چنان گـریـست برای ذبـیحِ در گودال که مثـل دیـدۀ او دیـده، تـر نـمیگردد به گریه گفت که مردم! عزیز پردهنشین به چـشم مردم کـوی و گذر نمیگردد |